فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
411
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
جانشين او گرديده است ، بدون خبر كردن سفير از اين واقعه شهرت داد كه نايب السلطنهء جديد بلافاصله بعد از منصوب شدن راه دريا را پيش گرفته و با نيروى دريائى قدرتمندى مركب از چند كشتى بزرگ و كوچك جنگى بسوى هرمز در حركت است . قصد حاكم هرمز و مشاوران وى از پخش اين شايعهء بىاساس آن بود كه انگليسيها را بترسانند و وادارند نيروهاى خود را از جاسك عقب بكشند و وى را از بيم و هراسى دائم برهانند . بمحض آنكه حاكم اين خبر را به سفير داد وى آن را حيلهاى خشن و نامطلوب دانست زيرا يقين داشت كه غيرممكن است نايب السلطنه بتواند با آن نيروى فوقالعاده و با چنان سرعت به هرمز عزيمت كند بخصوص كه مىدانست چنان تجهيزات دريائى در هند وجود ندارد و فرامين پادشاه در امور جنگى هيچگاه بدين سرعت به اجرا در نمىآيد . گذشته از اين حاكم هرمز نه نامهاى در اين مورد به كسى نشان مىداد و نه نامآورندهء خبر را فاش مىكرد . جز آنكه همهجا گفتگو از سالخوردگى نايب السلطنه و وضع اندامى او بود و همه معتقد بودند كه مردى با چنان خصوصيات براى چنين مأموريتى به كشتى نخواهد نشست . اما اساسا حيلهء جنگى اختراعى حاكم بىمصرف ماند زيرا در همان روزها كشتيهاى انگليسى به سورات بازگشتند . از آن گذشته شايعهء جنگ و ناوگان پرتغالى را به سخره گرفته آن را حيلهاى ناموفق دانستند . بدين ترتيب سر و صداى آمدن نيروى عظيمى از گوآ رفته رفته از خاطرها محو شد . اما رسيدن اين خبر به شاه ايران وى را برانگيخت تا به خان شيراز فرمان دهد كه همهء زورقهاى موجود در ساحل دريا را گرد آورد و سيصدتائى از آنها را برگزيند و خود را آماده كند كه بمحض صدور فرمان پانزده هزار مرد جنگى به نقطهء كاملا غربى جزيرهء قشم كه نيروى دريائى اسپانيا بدانجا خواهد آمد اعزام دارد . اين خبر بلافاصله در هرمز پخش شد . در آغاز تصور همگان اين بود كه شاه ايران قصد دارد به استحكامات هويزه كه در برابر قشم قرار دارد حمله كند اما هنگامى كه متوجه شدند نيروى ايران تا بيست فرسنگى هرمز پيش آمده